برنامه‌نویسی

با پایتون چه کارهایی می‌شود کرد و از کجا شروع کنیم؟

پایتون را همه پیشنهاد می‌دهند ولی کمتر کسی می‌گوید بعدش کجا می‌شود رفت. این نوشته مسیرهای واقعی‌اش را باز می‌کند.

۵ مرداد ۱۴۰۵۶ دقیقهOKILA ACADEMY

وقتی کسی می‌پرسد «از کجا شروع کنم؟»، جواب رایج «پایتون» است. جواب درستی هم هست، ولی ناقص — چون کسی نمی‌گوید بعد از یادگرفتن نحو زبان، دقیقاً چه کاری از آدم برمی‌آید.

پایتون به‌تنهایی یک شغل نیست؛ یک ابزار است که چند مسیر مختلف را باز می‌کند. کدام مسیر برایت مناسب است، به این بستگی دارد که چه چیزی می‌خواهی بسازی.

۱. خودکارکردن کارهای تکراری

کم‌جذاب‌ترین کاربرد و در عمل مفیدترینش، به‌خصوص اگر شاغل باشی. هر کاری که هر هفته تکرار می‌کنی و قابل توصیف است، معمولاً قابل خودکارکردن هم هست.

مثال‌های واقعی: ترکیب سی فایل اکسل در یک گزارش، تغییر نام و مرتب‌کردن هزاران فایل، استخراج داده از فاکتورها، ساخت گزارش هفتگی از چند منبع. اینها همان تمرین‌هایی هستند که چند ساعت وقتت را برمی‌گردانند و بعد از هر بار اجرا سود می‌دهند.

این نقطه‌ی شروع بهتری از پروژه‌های تمرینی است، چون انگیزه‌اش واقعی است: کاری را که از آن بدت می‌آید حذف می‌کنی.

۲. کار با داده

پایتون زبان اصلی تحلیل داده است. با Pandas می‌شود داده‌ی به‌هم‌ریخته را تمیز کرد، تحلیل کرد و نمودار درآورد — کارهایی که در اکسل یا سخت‌اند یا با حجم بالا از کار می‌افتند.

اگر شغلت با گزارش و عدد سر و کار دارد، این مسیر سریع‌ترین بازگشت را دارد. لازم هم نیست تحلیلگر داده شوی؛ همین که بتوانی داده‌ی کارت را خودت پردازش کنی، تفاوت محسوسی می‌سازد.

۳. سمت سرور و API

پایتون سمت سرور هم قوی است. می‌شود با آن API نوشت، به دیتابیس وصل شد و سرویس ساخت. برای کارهای داخلی و ابزارهای سازمانی مسیر بسیار خوبی است.

نکته: اگر هدف اصلی‌ات وب است، مسیر جاوااسکریپت و بعد بک‌اند در ایران بازار بازتری دارد. پایتون سمت سرور بیشتر وقتی می‌ارزد که کارت به داده یا هوش مصنوعی هم وصل باشد.

۴. هوش مصنوعی

این کاربردی است که این روزها همه به‌خاطرش سراغ پایتون می‌آیند، و اینجا باید یک تفکیک مهم انجام داد.

اگر می‌خواهی از مدل‌های آماده استفاده کنی و ابزار و ایجنت بسازی، به پایتون سنگین نیاز نداری؛ مهندسی پرامپت و ایجنت با دانش مقدماتی هم پیش می‌رود.

اگر می‌خواهی خودت مدل بسازی و آموزش بدهی، آن‌جا پایتون واقعاً لازم است و باید محکم بلد باشی. مسیرش هوش مصنوعی و یادگیری ماشین است.

۵. اسکریپت‌نویسی برای امنیت و زیرساخت

در امنیت و دواپس، پایتون زبان چسب است: سفارشی‌کردن ابزار، پردازش خروجی اسکن، اتصال چند سرویس به هم. اینجا لازم نیست عمیق باشی، ولی باید بتوانی کد بخوانی و بنویسی.

از کجا شروع کنیم

اشتباه رایج این است که آدم از فهرست موضوعات شروع می‌کند: متغیر، حلقه، تابع، کلاس... و بعد از سه هفته حوصله‌اش سر می‌رود چون هیچ‌چیز مفیدی نساخته.

راه بهتر: یک مسئله‌ی واقعی از زندگی خودت انتخاب کن و همان را حل کن. مفاهیم را وقتی یاد بگیر که لازمشان داشتی. حلقه وقتی معنا پیدا می‌کند که بخواهی هزار فایل را تغییر نام بدهی، نه وقتی که در اسلاید تعریف می‌شود.

دوره‌ی پایتون اُکیلا با همین ترتیب پیش می‌رود و خروجی‌اش چند اسکریپت کاربردی برای کار خودت است، به‌علاوه‌ی یک پروژه‌ی قابل ارائه.

چند هفته طول می‌کشد تا چیز مفیدی بسازم

با تمرین منظم، معمولاً بعد از سه تا چهار هفته اولین اسکریپت واقعاً مفیدت را می‌نویسی — چیزی که کاری را که هفته‌ای یک ساعت وقتت را می‌گرفت، در ده ثانیه انجام بدهد.

این نقطه مهم است، چون از آن‌جا به بعد انگیزه خودش را تأمین می‌کند. کسی که هنوز چیز مفیدی نساخته، با اراده ادامه می‌دهد؛ کسی که ساخته، با نتیجه.

یک هشدار

پایتون یادگرفتنش آسان است و همین باعث می‌شود آدم‌ها زیادی در آن بمانند. بعد از تسلط بر پایه، انتخاب مسیر مهم‌تر از یادگرفتن ویژگی‌های بیشتر زبان است. کسی که پایتون متوسط بلد است و یک حوزه‌ی مشخص را عمیق می‌داند، از کسی که پایتون پیشرفته بلد است و هیچ حوزه‌ای ندارد، خیلی بیشتر می‌ارزد.

اولین اسکریپتت را همین ماه بنویس

یک مسئله‌ی تکراری از کار خودت بیاور؛ در دوره همان را خودکار می‌کنی.